پارت شانزده :
تمام شب نگهبانی دادم و به صدای خروپف نیوارا گوش کردم.ساعت شش صبح شیفت رو به آرن تحویل دادم و خوابیدم.
حوالی نُه با تکونهای بالشت بیدار شدم.آرن بالای سرم بود.
پرسیدم: «فرار نکردن؟»
جواب داد: «نه.» رفت و کنار پنجره نشست: «قهوهتو شیرین میخوری؟»
«قهوه؟!» لیوان قهوه رو کنارم دیدم: «آره،ممنون میشم.»
از همونجا یه حبه قند پرت کرد و مستقیم افتاد تو لیوانم.
نیوارا: «عجب ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Harry The Wise
0اینکه نیوارا نصفش این طرف دیوار بود تا قاتل رو پیدا کنه و نصف دیگه اش اون طرف دیوار که گزارش بده، خیلی خنده دار بود🤣 وقتی نیو میخواست به حبیبی کمک کنه تا از شر اسکینی خلاص بشه هم خیلی بامزه بود. خلاصه ای که از صحنه مرم به اسکینی داد واقعا عالی بود ولی متاسفانه میمونک های احمق دور و بر این بچه😔
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بچهمو درک نمیکنن 😔
۱ ماه پیشحاج باربی
0مسعود چرا اینجوری شده من فکر میکردم هنوز شبیه سی و خورده ای ساله ها هست تازه خیلی عصبی تر هم شده
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
آروم بود که.
۲ ماه پیشحاج باربی
0بابا میدونم این از قبل عصبی بود ولی نه به اندازه الان دیگه اصلا نمیشه باهاش حرف زد میخواستم مخش رو بزنم قسمت نشد
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
اتفاقا الان آرومتر شده،فقط گلدون شکست.
۲ ماه پیشدرنا
0یعنی فقط نیو رو عشقه😙
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
(◍•ᴗ•◍)❤
۲ ماه پیشAti
0میشه نیوارا نگهداری میمیرم براش
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
چشم😇❤️
۲ ماه پیشغزل
2چه چپتر بامزه ای از نیوارا خیلی خوشم میاد وایب ریوک بهم میده البته ورژن خیلی شاد ریوک
۲ ماه پیشزن حاجی
0دقیقا منم یاد ریوک میفتممم، ورژن شاد و خوشگلش😂😂
۲ ماه پیشغزل
0اره شاده و احساس میکنم رابطه ش با نیو خیلی سالم تر از ریوک و لایته البته ریوک هم دیزاین اولش خیلی ناناس بود ولی من همون ریوک زشتی که تهش انتخاب شدو دوس دارمU_U
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
✌️😎❤️
۲ ماه پیشAti
0اسکینی چطور خونده میشه من بلد نیستم 😂😂😂
۲ ماه پیشیلدا
0راحته ( اِسکینی )
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0بابا این اسکینی چرا همیشه خدا مزاحم این دوتا میشه😑😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
اون فقط وظیفهشو انجام داد 😔
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0ولی مثه این خواستگارای سیریش میمونه😔🤲
۲ ماه پیشزن قاموس بن سهی اصل
2اگه آرن تو صحنه حظور نداشت نیو اصلا به کسی نمیگفت اینجا قتل اتفاق افتاده جنازه رو خاک میکرد شایدم ازش بعنوان موش آرمایشگاهی استفاده میکرد ترکیبی پررو میزد با گلی گیاهی😹😹
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
منم بودم همین کارو میکردم😌
۲ ماه پیشکبری
1وای کار نیوارا عالی بود دیوار ترکوند😂😂😂😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
به چیزی فکر کرد که به عقل نیو هم نرسید😌
۲ ماه پیشزن قاموس بن سهی اصل
1خودایا از خشن بودنم بکاه و به کیوت بودنم همانند نیوآرا بی افزا آمن🤲🏻 اسکینی لامصب چه زووووری داره
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
🤲
۲ ماه پیشزن حاجی
2نیوارا خیلی کمکشون میکنه که چرا نیو انقدر راجع به بچه بد فکر میکنه🥹
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
نیو کلا بدبینه
۲ ماه پیشزن حاجی
2اگه آرن نبود نیو کاملا به حبیبی کمک میکرد فکر کنم🤣🤣🤣
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قطعا 😌
۲ ماه پیشمامی پسند
0تفکرات نیو عالیه😂😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😎✌️
۲ ماه پیشزن قاموس بن سهی اصل
1حبیبی حبیبی حبیبی نورالعینننن😹😹😹 نیو انتحاری کرد اللللله اکبررررررر
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گمشده در کمد بهراد
0فقط اونجا که نیوارا نصفش اینور دیوار بود نصفش اونور دیوار😂😂.....خدایی چه به فکر بودا..هیچکس به دیوار فکرنکرده بود😂